اگر می خواهید با صدای امواج همنوا شوید، نام کاربری خود در بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری

158629


Auther: Norhboy
My Yahoo:  یاشار  ID:li_yashar_il
Designer: Meteor@
Add To Favorite
Set As Home
دوشنبه 28 آبان 1386

بازگشت

باران که شروع شد، باور کرد که اولین شبش در کلبه، طوفانی خواهد بود. گویا طبیعت، از دیر آمدنش خشمگین بود. بالاخره شومینه ی قدیمی پکی به چوبهای درونش زد و روشن شد. باران مشتهایش را بر پنجره ها می کوبید و باد زوزه می کشی، اما او با اینکه تنها بود، اصلا نمی ترسید. چرا که همبازی دوران کودکیش بیرون کلبه ایستاده بود و بی هیچ هراسی از باد و باران از او مراقبت می کرد. مترسک هنوز مهربان بود.







Template Copyright © 2008 Meteor@ All rights reserved