X
تبلیغات
رایتل
اگر می خواهید با صدای امواج همنوا شوید، نام کاربری خود در بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری

158359


Auther: Norhboy
My Yahoo:  یاشار  ID:li_yashar_il
Designer: Meteor@
Add To Favorite
Set As Home
شنبه 1 دی 1386

رقص کن

مزرعه بیدار بیدار بود. منتظر تو که آغاز کنی. من هم مثل تو نمی دانم آنها از کجا فهمیده اند، اما شور و شوق درونشان را می شود از سکوت بی نهایتشان فهمید.

«آه مترسک، چقدر دلم برایت تنگ شده بود» آن وقتها که کوچک بودی، فقط پاهایش را بغل می کردی. اما حالا تمام تن خیس او را در آغوش گرفته ای.

کاپشنت را که تنش کردی، مطمئنم که لبخند را بر لبانش دیدم. همانطور که درخت پیر راست شد، کبوترها پرواز کردند، پرچین ها زنده شدند، دریا موج زد، . . . .

دور بزن، رقص کن. مترسک همین که گرم شود دست در دست تو مزرعه را خواهد ساخت. رقص کن.







Template Copyright © 2008 Meteor@ All rights reserved